مرتضى مطهرى
179
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
وارد مىشود ؛ وقتى كه با مظلوم روبرو مىشود ديگر او را موعظه نمىكند ، از راه حقوق وارد مىشود ، حماسه و خطابه برايش مىخواند كه برخيز ، قيام كن و حقت را بگير ؛ حق را بايد گرفت . حق ، هم گرفتنى است هم دادنى گفتم اسلام مىگويد حق را بايد گرفت . حتماً اين جمله به ذهنتان آمد كه حق گرفتنى است نه دادنى . از نظر منطق اسلام اين جمله دروغ است . اين جمله را كسانى گفتهاند كه قدرتشان فقط در اين حدود بوده است كه طبقهء مظلوم را عليه طبقهء ظالم برانگيزانند ولى اين قدرت را نداشتهاند كه ظالم را تسليم كنند كه به ارادهء خودش از ظلمش دست بردارد ، لذا گفتند حق دادنى نيست ؛ خير ، اسلام مىگويد حق ، هم دادنى است هم گرفتنى . در درجهء اول مىگويد حق دادنى است ؛ با موعظه به ظالم مىگويد حق را بده و صدى پنجاه و بيش از صدى پنجاه مىگيرد . آنجا كه نداد ، به مظلوم مىگويد بگير ، و با نيروى قدرت مظلوم مىگيرد . پس ، از نظر اسلام حق ، هم گرفتنى است و هم دادنى ، هر دو . اين است كه من امروز را روز نجات و روز آزادى بشر مىخوانم . مقصود نجات از طبيعت نيست ، آن حساب ديگرى دارد ، نجات از بيماريها نيست . البته به طور غير مستقيم امروز روز نجات از بيمارى هم هست . وقتى اسلام بشر را از خرافه و جهالت نجات داد دنبال علم مىرود ، وقتى دنبال علم رفت طب و پزشكى نيرو و توسعه پيدا مىكند ، پزشكى كه پيدا شد بيمارى هم از بين مىرود . سيل هم همينطور . شايد كمكم زلزله هم همينجور بشود و موانع ديگر ، ولى آن تأثير غيرمستقيم است . روز نجات و آزادى بشر است از كه و چه ؟ نجات و آزادى بشر از اسارتها و بردگيها و محدوديتهايى كه از ناحيهء خودش براى شخص خودش پيدا مىشود و از اسارتها و بردگيها و محدوديتهايى كه از ناحيهء افراد براى افراد ديگر پيدا مىشود . شما اگر اينها را درست حساب بكنيد خواهيد ديد كه در جهان سابقه ندارد نهضتى به اندازهء اسلام در آزادى بشر و در سرنوشت آزادى بشر تأثير داشته باشد . چند كلمه دعا مىكنم : و صلّى اللَّه على محمّد و إله الطاهرين نسئلك اللّهم و ندعوك باسمك العظيم الاعظم الاعزّ الاجلّ الاكرم يا اللَّه . . .